گاهی نمی دانیم زندگی در بازیش با ما چه خواهد کرد و در نهایت به کجا می رسیم...

گاهی آنقدر در مقابل تقدیر ناتوان و ناچاریم که جز منجلاب بیزاری و درد عجیبی به نام تحمل در دستهایمان و در هر قدم به هر طرف مفهوم دیگری در زندگی نیست...


قفس

صدای پرنده ای می آید، از درون یک قفس، دلخوش به آواز است.....

همان آوازی که، وقتی بر بالاترین نقطه، پا نهادی، همان جایی که هر روز آرزو می کردی،

زمزمه وار می خواندی ....

نقدی بر مجموعه شعر «واژه های خیس» اثر «ذوالفقار شریعت»

سفر، و حالی که باید بهتر شود... اما شاید بهتر، معنایش در سفر نیست در درون ماست...

و ما همواره به دنبال چیزی می رویم که به آن نمی رسیم...

بگذریم... لبخند لب ها، و اشکِ چشم ها، در تطابق یک انتظار، اتفاقی که در عمق وجودت می

 خواهی جایی را پر کند که حس می کنی خالی تر از همیشه است...

احساس می کنی در برهوتی که درون تو ست گام بر می داری...

و امروز هم می گذرد...

 

توسط یک استاد فلسفه انجام شد؛

 
خبرگزاری ایلنا: نقدی فلسفی بر مجموعه شعر «من تمام نمی شوم»


نقد فلسفی احمد راسخی لنگرودی بر مجموعه شعر «من تمام نمی شوم» اثر اکرم مرتضی وند (پرنیان).

اهواز - ایلنا: مطالعه مجموعه شعر «من تمام نمی‌شوم» اثر اکرم مرتضی وند (پرنیان) به شعر دوستان این امکان را می‌دهد که شعر را از رهگذر سایه روشن‌های فلسفی بنگرند.

به گزارش ایلنا از خوزستان، احمد راسخی لنگرودی استاد فلسفه و نویسنده در حوزه جامعه‌شناسی و فلسفه با بیان این مطلب افزود: زندگی بی‌اندیشه، ساحت انسانی را تاب نمی‌آورد. آنجاکه هستیِ انسان در میان است زیستن است و اندیشیدن، و کدام زیستِ اندیشمندانه‌ای است که تجربه‌ای از دغدغه‌های وجودی نیاندوزد و به دور از ساحت‌های بشری و بیگانه از مرزهای هستی‌شناختی «شدن» را بیازماید؟ شدن در افق‌های سایه روشن لطیفه روح، ممکن می‌افتد و در این افق هاست که نور و تاریکی، آگاهی و جهل، حیات و ممات، آغاز و پایان، سکوت و هیاهو، رنگ معنایی به خود می‌پذیرد و به قلمرو ادراک در می‌آید.

نویسنده کتاب «اندیشه و سیاست» در ادامه گفت: آدمی در این دایره اگر چه آغاز و پایانی می‌یابد و در پی هر آغازی، حدیثی از پایان را به تجربهٔ حسی می‌کشاند، اما تمام نمی‌شود، در هیاهوی حجم تاریخ رنگ نمی‌بازد. آن گونه زندگانی که سر در مغاره عادات کند و با عادات سپری شود، به راستی انسانی و شایسته انسان نیست.

راسخی افزود: زندگانی‌ای عنوان انسان را دارا می‌شود که از حد تکرار و تلقین بگذرد و سر از امکان و آزادی باز کند. جهان انسان جهان پرسش و سنجش، و جهان خیال و خواهش است. شعر و فلسفه در یک معنا در این جهان تحقّق می‌یابد، آنجا که خیال و خواهش است، شعر میدان دار است و آنجا که پرسش و سنجش است، فلسفه ظاهر می‌شود.

این استاد فلسفه گفت: اندیشه و خیال توان آن را دارد که از هر مرز و سامانی فرا‌تر رود و به قلمرو استعلاء راه گشاید. بدین سان معلوم می‌آید که فلسفه و شعر، پیوسته به کار انسان می‌آید. انسان را از پرداختن به این دو جهان گریز و گزیری نیست، چرا که تعقل و تخیل دو چهره از یک وجودند، وجودی عبارت از «من» که اگر چه به مثابه هر موجودی روزی آغاز می‌یابد و روز دیگر پایان می‌پذیرد، اما تمام نمی‌شود، تن به زمان و مکان نمی‌دهد از هر گونه محدوده و محدودیتی گذر می‌کند و روی به استعلاء و فرا روندگی می‌گشاید.

وی ادامه داد: شعری که درونمایهٔ فلسفی را در جهان خود می‌آزماید و مقولهٔ هستی را اساس و پایهٔ خود قرار می‌دهد، اگر چه اندک، گشودگی و سربرکشیدن است، خود را به پیش می‌نهد تا پویا و بالنده گفتِ معنایی در نیوشا گرداند.

احمد راسخی لنگرودی افزود: «من تمام نمی‌شوم» اثر اکرم مرتضی وند (پرنیان) با چنین درونمایه‌ای قدم به وادی نشر نهاده است. شاعر در این دفتر‌گاه اندک ذوقی در اطراف حقیقت می‌آزماید و‌گاه سرِ آن دارد که زندگی را رمز گشایی کند. او در این دفتر به سهم خود می‌کوشد «منِ» خود را به منزله یک کنشگر به کار گیرد و بر این سودا است که چرخهٔ عقل را با لطیفه خیال پیوند زند. سیمایی که به نظر جذاب، اما دیر یاب می‌آید.

راسخی گفت: مطالعهٔ این دفترِ شعر، این امکان را به شعر دوستان می‌دهد که شعر را از رهگذر سایه روشن‌های فلسفی بنگرند، چرا که او زندگی را در سروده خود، نه سکون که در جوهر حرکت و به قول خودش «حرکتی مواج» می‌یابد و چونان صاحبان حکمت، بودنِ خود را با عبور از شبکه سهمگین استدلال باور دارد.

این نویسنده و منتقد در پایان افزود: شاعر اگر چه به زبان متداولِ شعری پیوسته از غربت و تنهایی و رنج و در یک کلام «بَند» سخن می‌راند، اما در ورای این واژگان امید روشنایی را به انتظار نشسته است و در پس پشت غباری غریب آشیانه‌ای می‌جوید تا «شوق حضور» را در «حلقه‌ای از یکتایی» نوید دهد.

از احمد راسخی لنگرودی تاکنون آثاری نظیر «شریعتی، از شک تا یقین، مجموعه مقالات»، «اندیشه و سیاست» و «غرب و قومیت؛ درآمدی بر سیطره قومیت و نژادگرایی بر اندیشه‌های مغرب زمین»، «افسانه اقبال»، «افقهای ناکجاآباد» و... منتشر شده‌اند.

ضمن اینکه از اکرم مرتضی وند (پرنیان) شاعر و مینیاتوریست عضو انجمن ادبی کار بندر امام و ماهشهر، علاوه بر مجموعهٔ حاضر، مجموعه شعر «راز عشق» که به چاپ دوم رسیده نیز منتشر شده است.

1391/4/5 - 10:27:02
کد خبر : 275806 

میان کاغذهایی با خط های موازی که واژه ها را حبس می کنند  ،به دنبال یک کاغذ بی خط می گردم ، تا رهایی واژه ها معنا بگیرد....



اکرم مرتضی‌وند (پرنیان):
مينياتور ايرانی تحریف شده نمایان می‌شود
فرهنگي و هنري  3/2/1391  12:26:07

912-2380-5 كد خبر

یك مینیاتوریست گفت: مینیاتور شاهکار هنر ایران زمین در سرانجامی شوم به سمت کلیشه‌ای شدن به عنوان هنری تحریف شده نمایان می‌شود.

اکرم مرتضی‌وند (پرنیان)، شاعر و مدرس مینیاتور، در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در خوزستان بیان کرد: کلیشه‌ای شدن هنر در ایران در تمامی عرصه‌ها به چشم می‌خورد. زمانی که اثرِ دست یک هنرمند به صورت وحشتناکی به غارت عکس‌هایی که بر روی سنگ‌فرش‌ها، سرامیک و کاشی، کاغذ دیواری، کارت پستال و حتی کاغذ کادو چاپ بخورد ارزش دست و خلاقیت یک هنرمند بر همان سنگ‌فرش‌هایی که عکس یک اثر هنری پایمال می‌شود از بین خواهد رفت و هنر نیز به چنین سرانجامی خواهد رسید.

او اظهار داشت: زمانی که به جای خلاقیت تقلید تنها کاری باشد که از دست صنعت‌گران تاجر برمی‌آید جز تاسفی بی‌پایان چه می‌توان گفت. تلفیق آثار غربی با عنوان پست‌ مدرن با آثار کلاسیک و اصیل ایرانی که چندین سال است موضوع محفل بسیاری از هنرمندان معاصر در ایران است جز به گنداب انداختن هر دو هنر کاری از پیش نخواهد برد و این سرانجام بی‌ذوقی و نابودی (نم کشیدن) خلاقیت در هنرمندان ایرانی است.

مرتضی‌وند خاطرنشان كرد: کاش به جای این کار خلاقیت را در اوج شکوفایی هنر مشق می‌کردیم تا در میان تمامی آثار هنری به جای تقلید و چاپ عکس‌های شاهکارها به هر جایی که شد بدون هیچ فکر و اندیشه‌ای با خلق یک اثر متفاوت که با قرن معاصر منطبق است دست‌های هنرمند ایرانی جانی دوباره می گرفت.

وی توضیح داد: عکس حجاری‌های دوره هخامنشیان بر روی حتی سنگ‌فرش‌ها که شرم دارم از پا نهادن بر آن‌ها بازاری برای تاجران سنگ و سرامیک و یا کاغذ دیواری شده و اینک به سراغ مینیاتور رفته‌اند و آن را کاغذ کادو کرده‌اند که نهایتا سر از سطل‌های آشغال درمی‌آورد تا جایی که هنرمند با دیدن این صحنه‌ها به ناچار سر به زیر می‌افکند.

این مینیاتوریست تصریح كرد: هنری که به جای بررسی در دانشگاه‌های ایران در دانشگاه‌های آلمان و فرانسه در دست بررسی است این پیام را می‌دهد که باید بر سر قبر نقاشی اصیل ایرانی نشست و بعد از سکوت فاتحه‌ای خواند و برای هنرمند ایرانی باید کف زد که با توجه به نبود حمایت و بی‌اعتنایی هنوز هم با امید پویا هستند؛ هر چند سکوت پیشه کرده‌اند.

وی یادآور شد: مینیاتور که شاخه‌ای از هنرهای تجسمی است سال‌ها است که به دنبال منتقد، مخاطب و یا حتی مشتری می‌گردد و هنرمند نیازمند حمایت اقتصادی چه خصوصی و چه دولتی است. در گذشته این هنر درباری بوده و توسط حاکمان زمان به صورت‌های مختلف حمایت می‌شد حتی در کتابخانه‌های سلطنتی هنرمندان بزرگ رشد کرده و شاهکارهای هنری خود را به جای گذاشته‌اند. استاد کمال‌الملک و یا سلطان محمد نمونه بارز این ادعا هستند.

مرتضی‌وند تاكید كرد: ایجاد یک انجمن تخصصی در زمینه مینیاتور از اقداماتی است که می‌تواند با گردآوردن هنرمندان از گوشه و کنار کشور به تبادل اندیشه و پویایی این هنر اصیل ایرانی کمک شایانی كند.


انتهاي پیام

مصاحبه با خبرگزاری ایلنا :


یک مینیاتوریست:
 
مینیاتور به سمت کلیشه ای شدن پیش می رود

مینیاتور شاهکار هنر ایران زمین در سرانجامی شوم به سمت کلیشه ای شدن به عنوان هنری تحریف شده نمایان می شود.

بندر امام خمینی - ایلنا: مینیاتور شاهکار هنر ایران زمین در سرانجامی شوم به سمت کلیشه‌ای شدن به عنوان هنری تحریف شده نمایان می‌شود.

 اکرم مرتضی وند (پرنیان) شاعر و مدرس مینیاتور در گفتگویی عنوان کرد: کلیشه‌ای شدن هنر در ایران در تمامی عرصه‌ها به چشم می‌خورد. زمانی که اثرِ دست یک هنرمند به صورت وحشتناکی به غارتِ عکس‌هایی که بر روی سنگ فرش‌ها، سرامیک و کاشی، کاغذ دیواری، کارت پستال و حتی کاغذ کادو چاپ بخورد، ارزش دست و خلاقیت یک هنرمند بر‌‌ همان سنگ فرش‌هایی که عکس یک اثر هنری پایمال می‌شود، از بین خواهد رفت و هنر نیز به چنین سرانجامی خواهد رسید.

این مینیاتوریست افزود: زمانی که به جای خلاقیت، تقلید تنها کاری باشد که از دست صنعت گران تاجر بر می‌آید، جز تأسفی بی‌پایان چه می‌توان گفت؟ تلفیق آثار غربی با عنوان پست مدرن با آثار کلاسیک و اصیل ایرانی که چندین سال است موضوع محفل بسیاری از هنرمندان معاصر در ایران است جز به گنداب انداختن هر دو هنر، کاری از پیش نخواهد برد. و این سرانجام بی‌ذوقی و نابودی (نم کشیدن) خلاقیت در هنرمندان ایرانی است.

پرنیان با ابراز تأسف از تقلید در هنر گفت: کاش به جای اینکار خلاقیت را در اوج شکوفایی هنر مشق می‌کردیم تا در میان تمامی آثار هنری به جای تقلید و چاپ عکس‌های شاهکار‌ها به هر جایی که شد، بدون هیچ فکر و اندیشه‌ای، با خلق یک اثر متفاوت که با قرن معاصر منطبق است دست‌های هنرمند ایرانی جانی دوباره می‌گرفت.

این هنرمند افزود: عکس حجاری‌های دوره هخامنشیان بر روی حتی سنگفرش‌ها که شرم دارم از پا نهادن بر آن‌ها، بازیِ برای تاجران سنگ و سرامیک و یا کاغذ دیواری شده و اینک به سراغ مینیاتور رفته‌اند و آن را کاغذ کادو کرده‌اند که نهایتاً سر از سطل‌های آشغال در می‌آورد. تا جایی که هنرمند با دیدن این صحنه‌ها به ناچار سر به زیر می‌افکند.

این عضو انجمن ادبی هنری کار بندر امام از بی‌توجه‌ای به هنر مینیاتور انتقاد کرده و گفت: هنری که به جای بررسی در دانشگاه‌های ایران در دانشگاه‌های آلمان و فرانسه در دست بررسی ست این پیام را می‌دهد که باید بر سر قبر نقاشی اصیل ایرانی نشست و بعد از سکوت فاتحه‌ای خواند و برای هنرمند ایرانی باید کف زد که با توجه به عدم حمایت دولت و بی‌اعتنایی ملت هنوز هم با امید پویا هستند، هر چند سکوت پیشه کرده‌اند.

این شاعر و مینیاتوریست معاصر در پایان بیان داشت: مینیاتور که شاخه‌ای است از هنرهای تجسمی، سال هاست که به دنبال منتقد، مخاطب و یا حتی مشتری می‌گردد و هنرمند نیازمند حمایت اقتصادی چه خصوصی و چه دولتی می‌باشد. در گذشته این هنر درباری بوده و توسط حاکمان زمان به صورت‌های مختلف حمایت می‌شده حتی در کتابخانه‌های سلطنتی هنرمندان بزرگ رشد کرده و شاهکارهای هنری خود را به جای گذاشته‌اند. استاد کمال الملک و یا سلطان محمّد نمونهٔ بارز این ادعا هستند.

پرنیان ایجاد یک انجمن تخصصی در زمینهٔ مینیاتور را از اقداماتی دانست که می‌تواند با گردآوردن هنرمندان از گوشه و کنار کشور به تبادل اندیشه و پویایی این هنر اصیل ایرانی کمک شایانی نماید.


1391/2/2 - 12:14:30
کد خبر : 257720 
لینک خبر

رنجِ چشم هایم می بارد.....روزهایی که می روند، می روند....

قلم در دست هایم خوابیده....خسته از نوشتن است....

میان انسان هایی که دوست دارند ، به میل آنها خر سواری کنم......

سکوتی غمیگین بر لبهایم..... و واژه ها سرگیجه گرفته اند.....

انگار که یأس دست دوستی به من داده است....

جاده و فریاد برگ هایی که زیر پای یک لحظه لِه می شود ......

فردا  برگی نیست که فریادکند، و برفی سپید محو کرده جاده ای، که باید از آن عبور کرد....